تبلیغات
نــــــــــرم می جنـــــــگیم... - یک طعم جدید !

پیغام ورود و خروج

نــــــــــرم می جنـــــــگیم...
ما کجا هستیم...؟

انگار این جنگ لعنتی خیلی هم نرم نیست!
تلفاتش بیشتر ، دفاعش سخت تر و شکست در اون خطرناک تره.
سلاح ما رسانه است.هدف این نیست که توی سنگر بمونیم ، هدف اینه که
از تلفات افراد بی دفاع جلوگیری کنیم.
افراد بی دفاع توی این جنگ ، مردمی هستند فاقد سوادرسانه ای.
مردمی که زیر خط فقر هستند...
فقر شدید فرهنگی.
منوی اصلی
مطالب پیشین
پیام سنگر فرماندهی
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی


آرشیو مطالب
همــکـــــــاری
همسنگران
ما را حمایت کنید
عضویت در خبرنامه
لطفا به ترتیب نام و ایمیل خود را وارد کنید





وبلاگ
ارسال شده در پنجشنبه 20 تیر 1392 ساعت 05:00 ب.ظ توسط Ali


 طبیعی است که در گذر زمان معنی برخی کلمات و اصطلاحات تغییر کند ،مثل همین کلمه ی تعامل که برای خیلی ها تبدیل به سوال شده است . بدیهی است که باید به معنی جدید نگریست و(هرچند چرت باشد ) باید با آن ساخت.
طبق معنی مدرن تعامل ، "نرم می جنگیم" چند راهکاردر چند موقعیت مشابه برای درک مفهوم دقیق تعامل جدید و رفع تنش پیشنهاد می کند :
1 - در حال پیاده روی با روحیه ی سرحال و امید به زندگی هستید که ناگهان متوجه می شوید میخ مزاحمی درکفشتان قراردارد.
راهکار: به جای ایجاد تنش و در آوردن میخ با عصبانیت ، با آن تعامل کرده و با روحیه ی سرحال و امید به زندگی به قدم زدن ادامه دهید.اگر میخ خیلی اذیتتان کرد و زخمی شدید دست از تعامل برندارید و ادامه دهید . برای تقویت روحیه به افراد دیگر نگاه کنید ، مهم نیست که میخی مزاحمشان باشد یا نباشد ، مهم این است که بدون تنش راه می روند !

2 - خدای ناکرده گرگی به شما حمله ور میشود و...
راهکار: مبادا تنش ایجاد کنید ! دور از جان شما که طالبان نیستید ! خیلی ملایم اجازه دهید چند تکه ی کوچک ازشما ببلعد!
(البته اگر زیاده روی کرد درموردش جداگانه فکر می کنیم) به هر حال این یک جریان دوطرفه است و هردو طرف اهدافی دارند که با یکدیگر مغایر است ، همیشه که نمی توان به برد فکر کرد !

3 - نیمه شب است ، برای نوشیدن آب به سمت آشپزخانه میروید که در راهرو شخصی غریبه را می بینید. او بدون تعارف و تشریفات،یک سارق است...
راهکار:چرا سر و صدا؟ چرا تنش؟ چرامخالفت و مقاومت؟ چند تکه اثاث تجملاتی غیر ضروری که بیشتر نیست !
نان برای خوردن ندارید ، این همه تجملات برای چه ؟ بگذارید ببرد.


(طبق یک یک قانون نانوشته ، مذاکراتی که آخرش لبخند های شیرین مبادله شود بهتر است.
وقتی دشمن چنین لبخندی می زند ، جا دارد سرمان را بکوبیم به دیوار !
لبخند آقای روحانی هم انشاالله از روی ادب است...!)


افسران - آقای روحانی, آخر، این لبخندت را کجای دلم بگذارم !!؟؟؟  :(



ما کجا هستیم...؟



پیچک

این وبلاگ درستادساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است