تبلیغات
نــــــــــرم می جنـــــــگیم... - آتش جهنم

پیغام ورود و خروج

نــــــــــرم می جنـــــــگیم...
ما کجا هستیم...؟

انگار این جنگ لعنتی خیلی هم نرم نیست!
تلفاتش بیشتر ، دفاعش سخت تر و شکست در اون خطرناک تره.
سلاح ما رسانه است.هدف این نیست که توی سنگر بمونیم ، هدف اینه که
از تلفات افراد بی دفاع جلوگیری کنیم.
افراد بی دفاع توی این جنگ ، مردمی هستند فاقد سوادرسانه ای.
مردمی که زیر خط فقر هستند...
فقر شدید فرهنگی.
منوی اصلی
مطالب پیشین
پیام سنگر فرماندهی
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی


آرشیو مطالب
همــکـــــــاری
همسنگران
ما را حمایت کنید
عضویت در خبرنامه
لطفا به ترتیب نام و ایمیل خود را وارد کنید





وبلاگ
ارسال شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:15 ق.ظ توسط Kiana


تو تابستون پارسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم. یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس

 دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود. خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت: "توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟"

همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم. دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت "چرا گرممه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره..."دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



پیچک

این وبلاگ درستادساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است