تبلیغات
نــــــــــرم می جنـــــــگیم... - شلیک کن !

پیغام ورود و خروج

نــــــــــرم می جنـــــــگیم...
ما کجا هستیم...؟

انگار این جنگ لعنتی خیلی هم نرم نیست!
تلفاتش بیشتر ، دفاعش سخت تر و شکست در اون خطرناک تره.
سلاح ما رسانه است.هدف این نیست که توی سنگر بمونیم ، هدف اینه که
از تلفات افراد بی دفاع جلوگیری کنیم.
افراد بی دفاع توی این جنگ ، مردمی هستند فاقد سوادرسانه ای.
مردمی که زیر خط فقر هستند...
فقر شدید فرهنگی.
منوی اصلی
مطالب پیشین
پیام سنگر فرماندهی
وصیت شهدا
لینک دوستان
نویسندگان

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی


آرشیو مطالب
همــکـــــــاری
همسنگران
ما را حمایت کنید
عضویت در خبرنامه
لطفا به ترتیب نام و ایمیل خود را وارد کنید





وبلاگ
ارسال شده در جمعه 21 تیر 1392 ساعت 04:46 ب.ظ توسط Ali


چهره اش اصلا به سرباز دشمن نمی خورد ، دست کم در نگاه اول.
در چشمهایش نه آن خشونت یک نظامی را می بینی و نه کینه جویی یک دشمن را.
از آنجا که خاکریزی در برابر تو نیست ، به راحتی به سمت توشلیک می کند و تو...
با کمال تعجب از خود دفاع نمی کنی ! چون هرچه به دنبال جای زخم گلوله ها می گردی چیزی نمی بینی بنابر این هنوز باور نمی کنی که او تورا به رگبار بسته است.
اکنون که تو متحیر به او خیره شده ای ، او قادر است با حرکاتی افعی گونه تو را خلع سلاح کند.
تو به اسارت دشمن در آمده ای اما خود را در اسارت دوستان می بینی !
اگر منظورم را متوجه نمی شوی کافیست که به خیابان بروی ، آیا احساس نمی کنی که هموطنانت ،احمق و پلیس های شهرت
وحشی هستند ؟ آیا حس نمی کنی که در یک کشور عقب مانده زنگی می کنی که هزار سال با غرب فاصله دارد
 و کاری نمی توان برایش کرد ؟
آیا احساست به تو نمی گوید که همین الان برای مهاجرت اقدام کن؟ آیا فکر نمی کنی که این جا جای زندگی نیست؟
این تازه ابتدای اسارت است.از این به بعد مغز تو جزء قلمروی فرمانروایی آنهاست.
و آن ها هرروز تورا شکنجه می دهند : تو آزادی نداری ! دست دولت تو در جیب مردم است !
حکومت تو استکبار روحانیت است ! تو در بند یک مشت شیخ زندگی می کنی !
عرب ها نسبت به تو پیشرفت بیشتری داشته اند ! فریاد بزن ایرانی ...
تو از شدت درد فریاد می زنی و یک سطل آب روی تو خالی می شود !
آنها تورا 24 ساعته رها نمی کنند.ضربات پی در پی رمق از جانت می گیرد و کم کم ...
کار به جایی می رسد که تسلیم می شوی .
کم کم واژه ی مقاومت حالت را به هم می زند و به دنبال سازش هستی .
کم کم پیشرفت های ملی برایت رنگ دروغ و توطئه می گیرد و احساس می کنی که حتی رنکینگ های جهانی در مورد
پیشرفت چشمگیر کشورت دروغ می گویند.
این اسارت خیلی سخت تر از اسارت در یک جنگ فیزیکی است.خیلی خیلی سخت تر.
شاید نخواهی قبول کنی که " دین " سنگر خوبی برای در امان ماندن است ، دست کم " آزاده " باش .
واقعیت این است که غیر از خودت کسی نمی تواند نگاه تورا کنترل کند که چه سریال هایی یا چه اخباری یا چه...را
نبـیـن و نـشـنـو.
اما از طرف همه ی  رزمنده های جنگ نرم خواهش می کنم که
اگر نگاه می کنی ، لااقل تحلیل کن ، نقد کن ، کور نباش  ، شلیک کن !

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1387/12/17/263_385.jpg



ما کجا هستیم...؟


پیچک

این وبلاگ درستادساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است